درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان خنده بازار بزن بریم که وقتشه...
دهقان پیر، با ناله می گفت: ارباب پرخاش کرد که: دهقان گفت:
در زمان آغا محمد خان قاجار، شخصى از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبت داشت، نزد صدر اعظم شکایت برد. صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت: اشکالى ندارد، مى توانى به اصفهان بروى. مرد گفت: اصفهان در اختیار پسر برادر شماست. گفت : پس به شیراز برو. او گفت : شیراز هم در اختیار خواهر زاده شماست. گفت : پس به تبریز برو. گفت : آنجا هم در دست نوه شماست. صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت فریاد زد: چه مى دانم برو به جهنم. مرد با خونسردى گفت: متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد. نظرات شما عزیزان:
salam jigar khoobi aupam bodo biya
پنج شنبه 14 مهر 1390برچسب:, :: 17:26 :: نويسنده : mahshid
![]() ![]() |